
روشنگری واقعا چیست؟
January 31, 2020
بودیسم: نگاهی به باورها، شیوه ها و تاریخ
March 11, 2020نيويورك تايمز - باي جورج يانسي 26 فبرة، 2020
عکس های دوین یالکین
اگر ما یاد بگیریم که زندگی را به خاطر زیبایی زودگذر، آمدن و رفتن آن جشن بگیریم، می توانیم با پایان آن صلح کنیم.
داول نامگیال: ما از مرگ می ترسیم چون زندگی را دوست داریم، اما کمی بیش از حد، و اغلب به سمت ترجیحی آن نگاه می کنیم. به این معناست که ما به یک زندگی فانتزی چسبیده ایم، آن را با رنگ های روشن تر از آن می بینیم. به طور خاص، ما اصرار داریم که زندگی را به شکل ناقص خود ببینیم بدون مرگ، سمت تلنگر غیر قابل نفوذ آن. این نیست که ما فکر می کنیم مرگ روزی نخواهد آمد، اما امروز، فردا، ماه آینده، سال آینده و غیره اتفاق نخواهد افتاد. این تصویر مغرضانه، انتخابی و ناقص زندگی به تدریج در ما آرزوی قوی، امید، و یا حتی اعتقاد به زندگی بدون مرگ در ارتباط با آن، حداقل در آینده قابل پیش بینی ایجاد می کند. با این حال، واقعیت با این باور مخالف است. بنابراین برای ما طبیعی است، تا زمانی که ما تسلیم آن شکنندگی درونی شویم، این ترس از مرگ را داشته باشیم، نخواهیم به آن فکر کنیم یا آن را به عنوان چیزی ببینیم که زندگی را از هم جدا کند.
ما هم از مرگ می ترسیم چون به ثروت، خانواده، دوستان، قدرت و دیگر لذت های دنیوی متصل هستیم. ما مرگ را به عنوان چیزی می بینیم که ما را از اشیائی که به آن چسبیده ایم جدا می کند. علاوه بر این، ما از مرگ به دلیل عدم قطعیت در مورد آنچه که آن را دنبال می کند می ترسیم. احساس بودن در کنترل نیست، بلکه در رحمت شرایط، به ترس کمک می کند. مهم است که توجه داشته باشیم که ترس از مرگ همانند آگاهی یا آگاهی از مرگ نیست
یانسی: شما اشاره می کنید که بسیاری از ما زندگی را در آغوش می گیریم، اما شکست یا رد می شویم که مرگ بخشی از کارت های وجودی است که به آن پرداخته می شود. به نظر می رسد که شکست ما در پذیرفتن ارتباط بین مرگ و زندگی ریشه این ترس است.
نامگیال: بله، هست. ما نمی توانیم واقعیت را آنطور که هست ببینیم و بپذیریم — با زندگی در مرگ و مرگ در زندگی. علاوه بر این، عادت های خود وسواس، نگرش خود اهمیت و اصرار بر هویت متمایز ما را از کل که ما بخشی غیر قابل نفوذ است جدا می کند.
یانسی: من واقعا دوست دارم که شما ایده ی خودمحوری را با ترس ما از مرگ مرتبط کنید. به نظر می رسد که بخشی از برخورد با مرگ این است که از راه خودمان کنار بگذریم، که تصور می کنم، به شیوه های روبرو شدن با مرگ با ذهن صلح آمیز مرتبط است.
Namgyal: ما می توانیم در منعکس و تامل اجتناب ناپذیر بودن مرگ, و یاد بگیرند که آن را به عنوان بخشی از هدیه زندگی قبول. اگر ما یاد بگیریم که زندگی را برای زیبایی های زودگذر، آمدن و رفتن آن، ظاهر و ناپدید شدن جشن بگیریم، می توانیم با آن کنار بیاییم و با آن صلح کنیم. سپس ما پیام خود را از بودن در یک روند ثابت تجدید و بازسازی بدون عقب ماندن، مانند همه چیز و با همه چیز، از جمله کوه ها، ستارگان، و حتی خود جهان تحت تغییر و تجدید مداوم، قدردانی خواهیم کرد. این نشان می دهد که امکان راحتی با و پذیرش واقعیت تغییر ثابت، در حالی که در عین حال استفاده معقول ترین و خودخواهانه از لحظه حاضر است.
یانسی: این توصیف زیبایی است. آیا می توانید بیشتر در مورد چگونگی دستیابی به یک ذهن صلح آمیز بگویید؟
Namgyal: ابتدا سعی کنید به رسمیت شناختن اشتباه از آنچه که ثبات ذهنی شما را مختل می کند، به دست آورید، چگونه آن عناصر اختلال عمل می کنند و چه چیزی آنها را سوخت می دهد. پس، تعجب می کنم اگر چیزی می تواند انجام شود به آنها آدرس. اگر پاسخ به این نه باشد، پس چه گزینه دیگری دارید تا این را با پذیرش تحمل کنید؟ هیچ فایده ای برای نگرانی وجود ندارد. اگر، از سوی دیگر، پاسخ مثبت باشد، شما می توانید آن روش ها را جستجو کنید و آنها را بکار ببرید. باز هم، نیازی به نگرانی نیست.
بدیهی است، برخی از راه های آرام کردن و آرام کردن ذهن در ابتدا مفید خواهد بود. بر اساس آن ثبات و یا آرامش, بالاتر از همه, تعمیق بینش به شیوه های اتصال چیزها و تاثیر متقابل یکدیگر, هر دو در حواس منفی و مثبت, و ادغام آنها بر اساس زندگی خود را. ما باید عناصر مخرب درون خود را بشناسیم — احساسات دردناک و دیدگاههای تحریف شده مان — و آنها را کاملا درک کنیم. کی برخیزند؟ چه اقداماتی می تواند آنها را خنثی کند؟ ما همچنین باید عناصر سازنده یا پتانسیل های آنها را در درون خود درک کنیم و تلاش کنیم تا راه هایی برای ضربه زدن به آنها و تقویت آنها را بیاموزیم.
یانسی: فکر می کنی ما چه چیزی را از دست می دهیم وقتی که نمی توانیم به مرگ نگاه کنیم؟
Namgyal: هنگامی که ما موفق به در مرگ برای آنچه در آن است نگاه — به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از زندگی — و زندگی ما بر این اساس زندگی نمی کنند, افکار و اعمال ما از واقعیت قطع و پر از عناصر متضاد, که ایجاد اصطکاک غیر ضروری در پی خود. ما می توانیم این هدیه شگفت انگیز را خراب کنیم یا اینکه برای اهداف بسیار کوته بینانه و اهداف بی اهمیت حل و فصل کنیم، که در نهایت هیچ معنی ای برای ما نخواهد داشت. در نهایت ما مرگ را طوری ملاقات می کنیم که انگار هرگز در وهله اول زندگی نکرده ایم، بدون هیچ سرنخی که زندگی چیست و چگونه با آن برخورد کنیم.
تصویر
یانسی: من کنجکاو هستم در مورد چیزی که شما آن را «هدیه زندگی» نامید. در چه راه زندگی یک هدیه است؟ و با توجه به پیوندی که بین مرگ و زندگی توصیف کردید، ممکن است مرگ نیز یک نوع هدیه باشد؟
نامگیال: من از زندگی به عنوان یک هدیه صحبت کردم چون این چیزی است که تقریبا همه ما بدون هیچ فکر دیگری روی آن توافق داریم، هرچند ممکن است دقیقا تفاوت داشته باشیم که این هدیه برای هر یک از ما چه معنایی دارد. من قصد داشتم از آن به عنوان لنگر استفاده کنم، نقطه شروع برای قدردانی از زندگی در تمامیت آن، با مرگ بخشی غیر قابل نفوذ از آن.
مرگ، همانطور که به طور طبیعی اتفاق می افتد، بخشی از آن هدیه است، و همراه با زندگی باعث می شود چیزی به نام وجود کامل، کامل و معنی دار. در واقع، این پایان قریب الوقوع ما است که به زندگی بیشتر از حس ارزش و هدف خود می دهد. مرگ همچنین نمایانگر تجدید، بازآفرینی و تداوم است، و فکر کردن به آن در نور مناسب، ما را با کیفیتهای دگرگون کننده فهم، پذیرش، تحمل، امید، مسئولیت و سخاوت مواجه میکند. در یکی از سوترا ها، بودا از مدیتیشن به مرگ به عنوان مدیتیشن عالی ستایش می کند.
تصویر
یانسی: شما همچنین گفتید که ما از مرگ می ترسیم به دلیل عدم قطعیت در مورد آنچه که از آن پیروی می کند. همانطور که می دانید، در «عذرخواهی» افلاطون سقراط نشان می دهد که مرگ نوعی برکت و رحمت است که شامل یک «خواب بدون خواب» یا انتقال روح به جای دیگری است. به عنوان یک بودایی تبتی، آیا شما اعتقاد دارید که چیزی پس از مرگ وجود دارد؟
نامگیال: در سنت بودایی، به ویژه در سطح واجیانا، ما به تداوم ذهن ظریف و انرژی ظریف در زندگی بعدی اعتقاد داریم، و بعد از آن، و غیره بدون پایان. این انرژی ظریف ذهن جاودانه است؛ آن هیچ آفرینش یا نابودی را نمیشناسد. برای ما موجودات عادی، این روش انتقال به یک زندگی جدید نه به انتخاب بلکه تحت تاثیر اعمال فضیلت و غیر فضیلت گذشته ما اتفاق می افتد. این شامل امکان متولد شدن در بسیاری از اشکال زندگی است.
یانسی: به عنوان یک کودک من بی وقفه از مادرم در مورد یک زندگی پس از مرگ احتمالی سوال می کنم. چه چیزی ممکن است ما به فرزندانمان بگوییم وقتی که آنها ترس از زندگی پس از مرگ را بیان می کنند؟
نامگیال: شاید به آنها بگوییم که زندگی پس از مرگ ادامه خواهد داشت، و اعمال آنها در این زندگی، چه خوب یا بد، ثمره خواهد شد. پس اگر آنها شفقت و بینش را در این زندگی پرورش دهند از طریق آموزش در تفکر مثبت و به درستی مرتبط با دیگران، آنگاه فرد آن ویژگی ها و پتانسیل خود را در آینده حمل می کند. آنها به آنها کمک می کردند تا هر موقعیتی را بگیرند، از جمله خود مرگ، در گام. بنابراین، راه مطمئن برای مقابله با ترس از زندگی پس از مرگ این است که زندگی کنونی را با شور و شوق و خردمندانه زندگی کنیم که، به هر حال، به ما کمک می کند تا زندگی شاد و معنی دار در حال حاضر داشته باشیم.






























