در جستجوی بودا واقعی

British Library’s “Buddhism” exhibition explores Buddhist printing centuries before Gutenberg
November 28, 2019
جک دورسی مدیر عامل توییتر ویپاسانا را برای 10 روز خاموش کرد: تقریبا غیرممکن است که برنامه خود را در زندگی روزمره دنبال کنید
November 29, 2019

در جستجوی بودا واقعی

توسط پیتر هاروی | ۲۲ آوریل ۲۰۱۹

محقق بودایی پیتر هاروی به بررسی حقایق، اسطوره ها، و حقایق عمیق تر از داستان زندگی بودا.

هر سنت بودایی ما را دنبال کنید، ما احتمالا همه با برخی از نسخه از داستان بودا آشنا، شامل زندگی و کیفیت خود را. اما بودایی های معاصر از این رقم چه می کنند، که عموماً توسط تراوادینز و ساکیامونی بودا توسط ماهایانیستها که در قرن پنجم پیش از میلاد زندگی می کردند (شاید ۴۸۴ تا ۴۰۴)، شناخته می شوند؟ با توجه به تحلیل انتقادی متون اولیه، چقدر می توانیم به دانستن اینکه او واقعا چه شکلی بود نزدیک شویم؟ این مسئله مربوط به عمل بودایی است، زیرا نه تنها گفته شده است که داشتن بینش نسبت به دامما، داشتن بینش نسبت به بودا است، بلکه داشتن بینش نسبت به بودا، داشتن بینش نسبت به دامما (SN.III.120) است.

برای یک تمرین مدرن بودایی، داستان توسعه یافته و شکل بودا کمی شبیه یک قطعه مورد احترام از مبلمان عتیقه است، با زنگار خوب بر روی آن از قرن ها دست زدن به نسل های قبلی. ما همچنین اثر انگشت خود را به آن اضافه می کنیم. اما تلاش برای حفاری به «حقایق لخت» زندگی بودا می تواند مانند سلب کردن زنگار از یک عتیقه خوب باشد — چیزی که بسیاری از مردم از انجام دادن محتاط باشند، زیرا ممکن است به اصل بی احترامی باشد. با این حال، شاید لازم است، به عنوان «عتیقه» بودا نیاز به بازسازی، و انجام این کار ممکن است دکوراسیون های مختلف است که در طول قرن ها اضافه شده است نشان می دهد.

با این حال، ما باید مراقب باشیم که توسط بیش از حد محدود نمایی از آنچه ممکن است محدود شود؛ دیدگاه ها و ایده های مدرن ما ممکن است ما را به راهی نسبتا نازک و کم عمق برای دیدن جهان هدایت کند. ممکن است وسوسه شویم که درباره برخی از عناصر داستان زندگی بودا بگوییم، آه، که نمی تواند درست باشد، پس باید علاوه بر بعدی باشد که ما می توانیم نادیده بگیریم. و همچنین باید به یاد داشته باشیم که اسطوره ها داستانهای معنی دار هستند که ممکن است حقیقت را منتقل کنند یا مسیری که ارزش کاوش را دارد.

داستان های زندگی بودا

اولین داستان ثبت شده از بودا عمدتا در متون پالی از سنت Theravada، که بیان و به اشتراک گذاری ایده های مشترک به مدارس اولیه مختلف قبل از توسعه ماهایانا، که به نوبه خود توسعه یافته دوباره تفسیر و پسوند حفظ شده است. برخی از مطالب در زندگی بودا در Vinaya وجود دارد، و یا متون در نظم و انضباط رهبانی، اما بیشتر در ساتاها، گفتمانهای بودا یافت می شود. در نسخه های پالی خود، این ها در پنج نیکایا یا مجموعه ها دسته بندی می شوند: دیغا نیکایا (DN)، مجهیما نیکایا (MN)، ساموتا نیکایا (SN)، آنگتارا نیکایا (AN) و خداکا نیکایا (KN).

Suttas و Vinaya در اصل توسط شعار جمعی منتقل شد، سپس برای اولین بار در حدود 20 پیش از میلاد در سریلانکا نوشته شده است. همانطور که در دیگر مجموعه های متنی اولیه، مانند آگاماس چینی، ساتاهای پالی نیکایاس شروع می شود،» بنابراین من شنیده ام، در یک زمان خوبان در... و... «، که ادعا می شود کلمات آناندا، همراه وفادار بودا برای سالهای زیادی، و در شورای پانصد صحبت کرد راهبان روشنفکر (arahants) پس از مرگ بودا تشکیل به جمع آوری آموزه های خود را.

داستان بودا تاریخی است در مراحل مختلف در سراسر منابع متنوع گفت. در Suttas و Vinaya، به عنوان مثال، مواد پراکنده در دوره های خاصی در زندگی خود وجود دارد, به ویژه مفهوم و تولد خود را (Achchariya-abbhuta Sutta, MN.123); چند جنبه از زندگی قبل از چشم پوشی خود را (به عنوان مثال Sukhumala Sutta, در AN.145); چشم پوشی خود (آریا-pariesana سوتا, MN.26); تلاش، که در آن او دو حالت عرفانی «بی شکل» آموزش داده شد (MN.26 و Maha-Saccaka Sutta، MN.36) و سپس تمرین زهد خشن (MN.36)؛ وسوسه توسط مارا (Padhana Sutta از Sutta-nipata، آیات 425—49)؛ او با استفاده از چهار jhanas به عنوان پایه ای برای به خاطر سپردن بسیاری از زندگی گذشته، دیدن چگونه موجودات دوباره متولد می شوند با توجه به کارما خود, و رسیدن به روشنگری (MN.36); با توجه به اینکه آیا برای تدریس و سپس تدریس (MN.26; Dhamma-Cakka-Pavatana Sutta, SN.V.420—25; وین. ای.۴-۱۲)؛ و اولین شاگردان خود را به دست آورد و آنها را برای گسترش دامما (وین) فرستاد. I.12—21). حوادث در چهل و پنج سال خود را از آموزه سخت به دنباله, اما سه ماه گذشته از زندگی خود را با در Maha-parinibbana سوتا برخورد (DN.16, DN. ای.۷۲ — ۱۶۸).

ثبت نام برای خبرنامه غرش شیر

دریافت خرد و حتی بیشتر بودایی مستقیما به صندوق پستی خود تحویل داده! ثبت نام برای غرش رایگان خبرنامه ایمیل شیر.

داستانهای جاتاکا، آیات آنها که در کانن پالی ثبت شده بود، در تفاسیر بعدی پخش شد. آنها شامل داستان های بسیاری از مردم الهام بخش، خدایان، و حیوانات به عنوان تولد مجدد گذشته از بودا قبل از روشنگری خود را به تصویر کشیده است. برخی از داستان ها سرچشمه در مجموعه های غیر بودایی اما بعد از آن «بودا» شد. همه آنها آمد به عنوان نشان دادن چگونه به عنوان یک bodhisattva بودا توسعه کامل های مختلف دیده می شود. بودا از کانن پالی توصیف بودا از سنین گذشته و aeons که او ملاقات کرد و الهام گرفته شد.

در حالی که حقایق شکنندگی و مرگ و میر انسان برای همه ما شناخته شده است، درک روشن و پذیرش آنها اغلب به عنوان یک بینش رمان و مزاحم به وجود می آید.

قرن ها پس از مرگ بودا، علاقه نیایشی بیشتر در زندگی خود توسعه یافته است. چندین زندگینامه/hagiographies نوشته شده است که در حساب های پراکنده در sutta موجود و مجموعه Vinaya و در سنت های شفاهی شناور به خود جلب کرد. این موارد شامل مهاواستو («داستان عالی»، متنی از مدرسۀ بودیسم اولیه لوکوتاراوادا)، لالیتیویستارا سوترا («نمایش کامل،» ماهایانا سوترا)، بودا هاکارتا («اعمال بودا»، یک شعر حماسی از آشواگشا و نیداناکاتا (مقدمه ای بر تفسیر جاتکا) است. اینها، با برخی تغییرات، داستان بودا را همانطور که در حال حاضر آن را داریم به ما می دهند — مادی از متون پیشین که به روایت مداوم مرتبط هستند، با بسیاری از ویژگی های زینت دهنده که در تجلیل از بودا اضافه شده است.

متون بعد از بودا متولد شده به عنوان یک شاهزاده، پسر یک پادشاه صحبت می کنند. در واقع، او در جامعه ای زندگی می کرد و تدریس می کرد که در آن جمهوری های قبیله ای در مقیاس کوچک به پادشاهی های بزرگتر راه می دادند. او در جمهوری کوچک Sakka (Skt.، Sakya) مردم متولد شد، که در آن حکومت احتمالا توسط شورای سران خانوار بود، شاید با سن یا موقعیت اجتماعی واجد شرایط بود. هنگامی که او بعدها در پادشاهی در حال توسعه سرگردان بود، برخی از پادشاهان خود را آموزش داد، و از خود به عنوان آمدن از طبقه جنگجو و حاکم صحبت کرد، طبیعی بود که متون بعدی به او اشاره به عنوان آینده از یک پس زمینه سلطنتی.

شرح حال بعدی چشم پوشی بودا را توصیف می کند که برای اولین بار یک فرد پیر، یک فرد بیمار، و یک جسد که منجر به تحریک در پیری، بیماری، و مرگ است که همه ما وارث آن هستیم. با این حال، متون اولیه فقط در نتیجه بازتاب تدریجی از چشم پوشی او صحبت می کنند (A.I.145—46, MN.I.163). داستانی از دیدن یک پیرمرد، یک فرد بیمار، یک جسد، و یک چشم پوشی آرام و الهام بخش در متون وجود دارد، اما در مورد بودا گذشته، ویپاسی (DN.II.22—9) اعمال می شود. با توجه به اینکه زندگی همه بودا گفته می شود به دنبال یک الگوی تکراری، ما می توانیم ببینیم که چرا این داستان به بودا در عصر ما اعمال شد. در هر صورت، داستان یک آموزش اساسی را به شیوه ای بسیار به یاد ماندنی بیان می کند. در حالی که حقایق شکنندگی و مرگ و میر انسان برای همه ما شناخته شده است، درک روشن و پذیرش آنها اغلب به عنوان یک بینش رمان و مزاحم به وجود می آید.

همچنین تغییرات کوچک بین شرح حال توسعه وجود دارد. تراوادا نیداناکاتا می گوید که چشم پوشی گوتاما درست پس از تولد پسرش، Rahula (Ndk.61—3) بوده است، در حالی که سنت Sarvastivada در شب چشم پوشی تصور می شود، بنابراین تضمین می کند که نسل خانوادگی گوتاما ادامه دارد.

بودای مطلق بودا بود

کیفیت است که به طور منظم به بودا در متون بعد اعمال می شود همه چیز (sabbaññuta) است. تا چه حد این ادعا در متون اولیه یافت می شود؟ در Kannakatthala Sutta، بودا قبول می کند که همه چیز ممکن است اما ادعا می کند، «هیچ چشم پوشی یا برهمین وجود ندارد که همه را می داند، که همه را همزمان می بیند؛ این امکان پذیر نیست» (MN.I.126—27). در عوض، آنچه او ادعا می کند «دانش سه برابر» است (te-vijja). این است که، همانطور که در شب روشنگری او تجربه شده است، او می تواند، «تا آنجا که من می خواهم،» زندگی گذشته خود را به یاد داشته باشید، موجودات را ببینید که بر اساس کارما آنها دوباره متولد می شوند، و به طور مستقیم وضعیت رهایی او را می داند (MN.I.482).

ساتاها ادعای مطلق مداوم را به مهویرا، رهبر جین، نسبت می دهند، هر چند آنها همچنین می گویند که او زمانی که در واقع از یک سوال برای اثبات آن خواسته بود (MN.I.31). آناندا شوخی کرد که برخی از معلمان که این ادعا را ساخته اند هنوز هم تا به حال به نام مردم بپرسید، موفق به دریافت مواد غذایی صدقه، و توسط سگ گاز گرفته شد، به طوری که آنها پس از آن تا به حال به خود را پوشش با گفتن آنها می دانستند که این حوادث به مقصد و به طوری که آنها اجتناب نیست (MN.I.519).

در آنگوتارا نیکایا، بودا در گستره دانش خود می گوید:

راهبان, در جهان با خدایان خود, ماراس, برهاما, در این نسل با انکار و برهمن آن, خدایان و انسان, هر آنچه دیده می شود, شنیده, احساس, و شناخته, به دست آمده, جستجو به, تعمق بیش از ذهن همه که من می دانم... من به طور کامل درک. (II.25)

انعکاس چنین معابر، Milindapañha، یک متن پس از متعارف Theravada (توسعه یافته از قرن اول پیش از میلاد)، ادعا می کند:

... خوبان مطلق بود, اما دانش و چشم انداز بود به طور مداوم و به طور مداوم در حال حاضر به خوبان. دانشی متبارک متبارک به تبلیغ [ذهن خود] وابسته بود و هنگامی که آن را تبلیغ می کرد، هر چه را دوست داشت می دانست. (میل.۱۰۲)

بر این اساس، سنت Theravada نگه می دارد که همه چیز قابل شناخت می تواند توسط بودا شناخته شده است. اما دانش سه گانه، به عنوان مثال کلیدی از دانش بودا، می گوید کمی در مورد آینده به غیر از اینکه چگونه موجودات خاص دوباره متولد می شوند. در مورد اینکه آیا دانش بزرگ بودا به آینده گسترش می یابد، او ادعا می کند که آن را (DN.II.134)، اما مثال داده شده این است که او می داند که او هیچ تولد دوباره ندارد. در زمینه های دیگر، با این حال، بودا ادعا می کند به دانستن همه چیز در آینده دور، مانند آینده از بودا Metteyya بعدی (SKT.، مایتریا؛ DN.III.76).

بودا اشتباه می کند

این ایده که گوتاما دارای دانش مطلق تنها زمانی که او یک بودا تبدیل شده بود اعمال می شود. از این رو شش سال از زهد زهد خشن او می تواند به عنوان یک اشتباه دیده شود، به عنوان بخشی از تلاش انسان برای یافتن راه درست برای بیداری، اگر چه سنت بعد تمایل دارد حتی چنین اقداماتی را مانند پیش برنامه ریزی شده ببیند، به منظور ایجاد یک نقطه تدریس انجام می شود.

اما متون اولیه نشان می دهد Gotama اشتباهات حتی پس از روشنگری خود را. یکی از قابل توجه این است که، با آموختن راهبان به تفکر جنبه های ناخوشایند داخلی بدن، او می رود تا خود را به تفکر بپردازد. پس از بازگشت او، او می یابد که بسیاری از راهبان انزجار در بدن خود را از انجام این تفکر توسعه یافته و یا خود را کشته و یا دیگران را به کشتن آنها. و بنابراین بودا یک قانون رهبانی جدید ایجاد می کند، که کمک به خودکشی مجازات مشابهی برای یک راهب به عنوان قتل دارد: اخراج از سنگا. او همچنین راهبان تفکر خود را به ذهن آگاهی از تنفس تغییر (VIN.II.68—71، SN.V.320—22). جالب است که متون اولیه یک رکورد از چنین اشتباه فاجعه آمیز را حفظ کردند که به راحتی می توانست ویرایش شود.

همچنین مثالهای شناخته شده ای از بودا وجود دارد که تردید می کند: برای مثال، هنگامی که او در مورد اینکه آیا ارزش آموزش دامما را دارد بحث می کند، چرا که او در ابتدا فکر می کرد هیچ کس آن را درک نمی کند (MN.I.168) و در مورد اینکه آیا زنان (Vin.I.253—55، AN.IV.274—80).

یک موجود عادی و فوق العاده

ما می بینیم ضعف انسانی بودا و محدودیت های فیزیکی در موارد مختلف. پس از آموزش گروهی از عوام «تا دور به شب»، او از ساریپوتا می پرسد به راهبان آموزش دهد و گفت: «پشت من درد می کند، من می خواهم آن را بسط دهم»؛ او سپس بازنشسته می شود به خواب (DN.I.209).

برخی از جنبه های بسیار انسانی بودا هشتاد ساله در Maha-Parinibbana Sutta شرح داده شده است. ما او را بیان می کنیم که «خستگی» را در چشم انداز خواسته شدن در مورد سرنوشت تولد دوباره هر فرد و هر فردی که در یک مکان خاص فوت کرده است (DN.I.93). بار دیگر او می گوید، «من پیر هستم، خسته شده ام... درست همانطور که یک ارابه قدیمی ساخته شده است که با تسمه نگه داشته شود، بنابراین بدن تاتاتاتاگاتا با بسته شدن ادامه می یابد. تنها زمانی است که تاتاتاتاتاگاتا... وارد غلظت بی علامت می شود که بدن او راحتی را می داند» (DN.II.100). در بیماری نهایی خود، او بسیار تشنه است و اصرار دارد که در نوشیدن آب او تاخیر نداشته باشد (DN.II.128—29).

با این حال، در جای دیگر در همان متن، جریان او برای آب از می پرسد پیدا شده است که روشن است، حتی اگر آن را به تازگی توسط بسیاری از چرخ دستی های عبور شده است. او با قدرت روانی خود از گنگ عبور می کند (DN.I.89). او می گوید که اگر از او خواسته شده بود، قدرت زندگی بر روی «برای کاپا، یا باقی مانده از یک» (DN.I.103)، با kappa (SKT., kalpa) به طور کلی به معنای aeon بود، اما در اینجا احتمالا به معنای حداکثر عمر انسان در آن زمان، حدود یکصد سال است.

گفته می شود که رویدادهای کلیدی در زندگی بودا به زلزله کمک کرده اند، از جمله مفهوم، تولد، روشنگری، اولین خطبه، رها کردن در طول بیماری نهایی خود، و عبور به نیروانای نهایی در مرگ (DN.I.108—09). پوست او، بسیار روشن و روشن، گفته می شود که لباس های طلایی رنگ را در مقایسه با شب روشنگری و نیروانای نهایی خود کسل کننده ساخته اند (DN.I.133—34). هنگامی که او بین دو درخت سال دراز می کشید، جایی که او می میرد، آنها با احترام به او به شکوفایی غیرفصلی پشت سر گذاشتند و موسیقی الهی در آسمان شنیده می شود (DN.I.137—38). جنبه های فوق العاده ای از بودا حتی گفته می شود که در هنگام تولد او وجود داشته است، که در آن گفته می شود که راه می رود و صحبت می کند (MN.III.123).

بودا یک فرد تاریخی واقعی که خوردند، خواب، عرق، و خسته شد. با این حال او همچنین یک فرد فوق العاده بود که ویژگی های الهام بخش را توسعه داد که همه ما قادر به توسعه آن هستیم.

واضح است که قصد نشان دادن دو طرف از ماهیت بودا وجود دارد. او یک موجود روشنفکر بود که متعالی را تجربه کرده بود و قدرتهای فوق عادی را در طی بسیاری از دوران زندگی به وجود آورده بود، با این حال او همچنین بسیاری از ضعف های انسانی را با آنهایی که آموزش می‌داد به اشتراک گذاشت.

جنبه فوق عادی بودا نیز در لاخانای سوتا (DN.30) دیده می شود که بدن او را «سی و دو علامت یک مرد بزرگ» توصیف می کند (DN.III.142—79). این که آیا به عنوان ویژگی های فیزیکی ساده و یا به عنوان نشانه های قابل مشاهده فقط برای حساس معنوی تفسیر, این نشان داد که گوتاما توسط قدرت کمالاتش به مقصد بود یا یک بودا یا یک پادشاه جهانی مهربان (Cakkavattin). گفته می شود هر علامت به دلیل برتری خاصی است که در طول زندگی گذشته توسعه یافته است و کیفیت خاصی را در زندگی کنونی یک بودا یا پادشاه جهانی نشان داده است. به عنوان مثال، «بر روی کف پای خود و در کف دست خود چرخ ها بلند می شوند — با یک هزار پره، با لبه و هاب، تزئین شده به هر طریقی و به خوبی تعریف شده در درون» (در گذشته، او محافظت و کمک دیگران؛ در زندگی فعلی، او دارای یک دسته بزرگ از پیروان)؛ «پوست او ظریف و بسیار صاف است که هیچ گرد و غبار نمی تواند به آن برسد» (در گذشته، او مشتاق بود از عاقلانه در مورد اقدامات سالم و ناخوشایند سوال کند؛ در زندگی کنونی، او عقل زیادی دارد)؛ و «چشمان او عمیق آبی است، و او مژه (طولانی) مانند گاو دارد» (در گذشته، او دیگران را در ساده، باز، مستقیم و مهربانی نگاه کرد راه، نه مخفیانه؛ در زندگی کنونی، او محبوب و دوست داشتنی همه نوع مردم است).

در اینجا ما می بینیم که بودا دارای هر دو ویژگی عادی و فوق العاده ای است که تبلور از نوع اقدامات خوب است که هر کس می تواند به اکسل در آمده بود. این یک تمرین ذهنی جالب است که ایستاده و سی و دو علامت را به نظر می رسد که در بدن خود قرار دارند. گاهی اوقات به نظر می رسد آنها می توانند در عمل زنده بمانند.

جای تعجب نیست، این سوال به وجود آمد که آیا بودا هنوز انسان بود. یک بار، هنگامی که یک نفر در ردپای او نشانه ای از یکی از «نشانه های یک مرد بزرگ» را دید و از بودا پرسید که آیا او ممکن است یک دیوا (خدا)، یک گاندابا (نوازنده آسمانی)، یک یاکا (طبیعت روح) و یا حتی یک انسان باشد، به همه این سوالات بودا پاسخ داد: «نه» (AN.I.I.37—39). در پاسخ به پرسشگر گیج کننده خود، او توضیح داد که آزاواها را نابود کرده است، تمایلیهای مست عمیق ریشه‌دار که در غیر این صورت او را به عنوان یکی از این نوع موجودات محدود نگه داشته بودند. از این رو هیچ یک از آنها نبود، بلکه دقیقا یک بودا، یک فرد بیدار شده بود. در این، او گفت که او مانند یک لوتوس است، که، اگر چه از آب گل آلود رشد می کند، می آید بالای آن ایستاده، بدون خاک. او از» گل «محدودیتها و نابودهای موجودات عادی به وجود آمده بود، اما بالاتر از تمامی دلبستگی برخاسته بود. در جای دیگر، او گفت که یک فرد روشنفکر فراتر از دلبستگی به بسته نرم افزاری فرایندهایی است که یک فرد عادی را تشکیل می دهند: فرم مادی، احساس، برچسب زدن ادراکی، ساخت فعالیت ها، و آگاهی شرطی. پس از رها کردن وابستگی به اینها، چنین آزادی یافته حقیقتا «عمیق، بی اندازه، سخت به درک مانند اقیانوس بزرگ» بود (MN.I.487—88).

صدای دامما

در نهایت، خارق العاده ترین ویژگی های بودا، خرد و شفقت کاربردی او در آموزش طیف وسیعی از موجودات هستند. یک صدای واقعی انسانی از میان ساتاها می آید، که یک فرد از دانش عمیق، نافذ، و ظریف در پاسخ به سوالات و موقعیت های برهمن، انکار غیر بودایی، پادشاهان، طیف وسیعی از مردان و زنان عادی، و حتی خدایان. گفته می‌شود که آنچه بودا در مقایسه با آنچه می‌دانست، مانند تعداد انگشت شماری برگ در مقایسه با تمام برگ‌های یک جنگل بود (SN.V.437—38). از آنچه که او می دانست درست است، او گفت که آموخت آنچه از لحاظ معنوی مفید و مناسب است تا لحظه ای آموزش می دهد، آیا شخصی که او تدریس می کند، آموزش را دلپذیر یا دردناک برای شنیدن (MN.I.395) پیدا کرده است.

مهمترین جنبه بودا، داممای بود که او به منظور کمک به دیگران در دیدن و درک آن آموزش داده و تجسم یافته بود. تجلیل ماندگار بودا در متون اولیه و تجلیل بیشتر و بزرگنمایی در هاگیوگرافیهای توسعه یافته در نظر گرفته شده بود تا به فردی کمک کند که به جنبه های جادویی دگرگون کننده دامما باز شود (و تنها در صورتی ارزش دارند)؛ برعکس، دیدن دامما بودا رو ببين. در واقع، یکی از ویژگی های یک جریان گذار، شخصی که اولین «دیدن» دگرگون کننده نیروانا با «چشم دم» داشته است، این است که این ایمان راسخ به بودا داشته باشد:

بنابراین او خوبان است: چرا که او آراگانت است, کاملا و به طور کامل بیدار, انجام در دانش و رفتار واقعی, خوش شانس, دانستن جهان, رهبر بینظیر از افراد به رام شود, معلم خدایان و انسان, بودا, خوبان یکی. (SN.V.344)

بازتاب در بودا در این راه مسیر شاگرد نجیب است:

هنگامی که یک شاگرد نجیب به این ترتیب جمع می کند، در آن مناسبت ذهن او با دلبستگی، نفرت یا توهم وسواس نیست؛ ذهن او راست است، و تاتاتاتاتاتاگاتا به عنوان شیء. شاگرد اصیل که ذهنش مستقیما الهام بخش معنای است، الهام بخش دامما، شادمانی را در ارتباط با دامما به دست می آورد. هنگامی که او شادمانی می‌شود، خوشی بوجود می‌آید؛ زیرا یکی از خوشی، بدن آرام می‌شود؛ یک آرامش بدن احساس شادی می‌کند؛ زیرا هر که شاد باشد، ذهن متمرکز می‌شود. این یک شاگرد اصیل است که به طور مساوی در میان نسلی ناهموار ساکن است، که در میان نسلی مبتلا که وارد جریان دامما شده است و به خاطر آوردن بودا می آورد، زندگی می کند. (حدود 285)

بودا یک فرد تاریخی واقعی که خوردند، خواب، عرق، و خسته شد. با این حال او همچنین یک فرد فوق العاده بود که ویژگی های الهام بخش را توسعه داد که همه ما قادر به توسعه آن هستیم. اگر شما پیدا کردن برخی از جزئیات از hagiography توسعه یافته از بودا بار خارج از قرار دادن، به او نگاه کنید به عنوان یک معلم بزرگ انسان از مسیر فراتر از محدودیت های انسانی.

The Buddhist News

FREE
VIEW