
از درسهاي تاريخ
March 11, 2020
Feeling Overwhelmed? “RAIN” is an ancient Buddhist way to cope with hardship
March 14, 2020تولد یک Sivali
در زمان گوتاما بودا، پادشاه صالح و ملکه به نام Koliya و Suppavasa وجود دارد. بعد از مدتی ملکه Suppavasa باردار شد. و بچه متولد نشده شانس زیادی به پادشاهی آورد. نه تنها ملکه هدایای زیادی را از دوستان و بستگان دریافت کرد، بلکه کل قلمرو موفق شد. محصولات به وفور رشد کردند، و همه به خوبی تغذیه و سالم بودند.
ملکه سنگین با کودک بزرگ شد، اما زمانی که زمان طبیعی برای تولد وارد (10 ماه قمری)، او موفق به تحویل نوزاد. با گذشت زمان بدون نشانه ای از تولد، او ناراحت شد. او پادشاه خواست به دعوت بودا و Sangha خود را برای یک وعده غذایی. بعد از غذا بودا گفت:
«ممکن است Suppavasa، دختر قبیله Koliya، خوشحال، سالم، و تولد یک پسر سالم است.»
پس از خروج بودا، ملکه یک پسر زیبا و سالم را به دنیا آورد. به عنوان نشانه احترام به بودا، که بار سنگین ملکه را با برکات خود کاهش داده بود، او و همراهانش دعوت شدند تا هفت روز در قصر صدقه دریافت کنند.
شاهزاده Sivali نامگذاری شد، زیرا از زمان برداشت او، سختی های مردم به دلیل محصولات غنی و فراوان کاهش یافت.
زندگی قبلی سیوالی
یک روز هنگامی که Sariputra در دور صدقه خود بود، او شاهزاده بازدید کرد و او را از درد و رنج که او و مادرش به دلیل بارداری به تاخیر افتاده بود اطلاع داد.
Sariputra در ادامه به توضیح به شاهزاده کارما ناسالم که مادرش و او انجام داده بود و اثرات حاصل از اقدامات خود:
در تولد قبلی Sivali به عنوان پادشاه بنارس (بنارس) متولد شده بود و جنگ در پادشاهی همسایه در همکاری با همسر خود، مادر حاضر خود را به راه انداخته بود. او پادشاهی را احاطه کرده بود و به شهروندان گفت که تسلیم و یا مبارزه کنند. هنگامی که آنها از تسلیم شدن خودداری کردند، با هم تصمیم گرفتند شهر را محاصره کنند و شهروندان را گروگان بگیرند.
شهروندان، که نه می خواست به مبارزه و نه تحت حاکمیت چنین پادشاه زندگی می کنند، از تسلیم شدن خودداری کرده بودند. در نتیجه آنها به شدت بدون غذا برای یک دوره بسیار طولانی رنج می برند. بسیاری از بیماران و افراد مسن فوت کرده بودند. با این حال، پادشاه متکبر و ملکه اش تسلیم نشدند. چند ماه بعد پادشاه سربازان خود را عقب نشینی کرد و گروگان های خود را آزاد کرد، اما او از صمیم قلب برای درد و رنج او باعث شده بود پرداخت.
هنگامی که او درگذشت او در Avici دوباره متولد شد، دنیای دوزخی عذاب. بارداری تاخیری و رنج او و مادرش در نتیجه تاخیر قرار گرفته بودند، اثرات باقی مانده این کارما بود.
هماهنگی و دستیابی فوری ارحانت به سیوالی
پس از نشان دادن اولین حقیقت نجیب از درد و رنج، Sariputra شاهزاده پرسید که آیا او می خواهم برای پیوستن به نظم نجیب به طوری که به دنبال یک مسیر به پایان همه درد و رنج. شاهزاده از اين دعوت خيلي خوشحال شد و موافقت کرد که با اجازه مادرش به گروه ملحق بشه
ملکه، که یک پیرو فداکار بودا بود، موافقت کرد. او شاهزاده Sivali در صفوف به صومعه به مقدر شود همراهی. در روز هماهنگی پسرش، زمانی که موهایش تراشیده شد، ساریپوترا به Sivali توصیه کرد تا بر ناخالصی های بدن تمرکز کند. سیوالی در نتیجۀ اعمال سالم قبلی از نظر معنوی پیشرفتهبود و از این رو توانست ذهن خود را آنطور که آموزش داده شده متمرکز کند. قبل از تکمیل تراشیدن، سیوالی به حکمت عالی نیروانا رسید.
معجزات سیوالی
راهبان به زودی متوجه یک پدیده عجیب و غریب زمانی که آنها با Sivali بود. او همیشه به نظر می رسید که فراوانی غذای غنی، معطر و سایر موارد لازم (لباس، پناهگاه و دارو) داشته باشد. و راهبان که با او بودند این فرصت را به اشتراک گذاشتن در جایزه بود. هر جا که سیوالی می رفت، مردم برای آماده کردن غذا برای او جمع می شدند. در واقع سيولي با تمام نيازهاي يک راهب خوشبخت شد و هر جا که سیوالی سفر می کرد، او به خوبی مراقبت می شد.
او و همراهان بزرگ خود را از راهبان یک بار در یک جنگل غیر مسکونی به مدت هفت روز بودند. با این وجود، آنها کمتر از غذا نیست. برای devas مطمئن شوید که تمام نیازهای خود را برآورده شد. به طور مشابه زمانی که سیوالی در بیابان سفر می کرد، نیازهای او فراهم شد.
اعلامیه بودا در مورد سیوالی
بودا، با توجه به اینکه Sivali در حال انجام یک آرمان قبلی بود، او را «مهمتر از همه در میان راهبان در به دست آوردن الزامات» اعلام کرد. او راهبان که سفر در طولانی، سفرهای دشوار از طریق زمین های غیر مسکونی به همراه Sivali آموزش به اطمینان حاصل شود که آنها را مجبور به نیازهای خود را ملاقات کرد.
در واقع، در یک مناسبت زمانی که بودا و همراهان 30،000 راهبان سفر به بازدید از راهب Khadhiravaniya Revata (برادر کوچکتر Sariputra)، آنها مجبور به عبور از یک جنگل غیر مسکونی. آناندا، از ترس اینکه آنها قادر نخواهند بود برای چنین تعداد زیادی از راهبان غذا را در جنگل بدست آورند، بودا را در مورد تدارکات سفر مورد سوال قرار داد.
بودا به آناندا اطمینان داد که آنها چیزی برای نگرانی در مورد به عنوان Sivali با آنها بود. با حضور سیوالی هیچ کمبود غذا وجود نخواهد داشت زیرا حتی دیوا از اهدای آذوقه لذت میبرد.
چرا ماها ترا سیوالی با چنین شایستگی هایی برکت داده شد
برای پیدا کردن علت این پدیده عجیب و غریب، لازم است که به زمان پادوموتاتارا بودا بازگردیم. Sivali به عنوان یک مرد فقیر در آن زمان متولد شده بود اما تا به حال فرصت نادر برای دیدن که بودا مشورت در یک راهب تعیین «مهمتر از همه در میان راهبان در به دست آوردن الزامات.» Sivali که هر کس مایل به ارائه صدقه و لباس به این راهب بود، تصمیم گرفت که او نیز می خواهد این موقعیت را در تولد آینده نگه دارد.
او سپس بسیاری از اعمال سخاوت به پادوموتارا بودا و سنگا در آن دوران باستان انجام داد. پس از انجام این کار، او آرزو کرد. Padumuttara بودا، پیش بینی کرد که آرزوی سیوالی برآورده خواهد شد، پیشگویی کرد که در زمان گوتاما بودا او در دستیابی به نیازها در درجه اول در میان راهبان خواهد بود. از این لحظه به بعد، سیوالی به طور جدی شروع کرده بود تا به سمت آرزویش کار کند. در مرگ او در یک قلمرو آسمانی دوباره متولد شد جایی که او هزاران سال از سعادت آسمانی لذت می برد. داستان تولد مستند بعدی (jataka) در زمان ویپاسی بودا 91 چرخه جهانی (ماها-kalpas یا «aeons») قبل از گوتاما بودا صورت گرفت. سپس سیوالی به عنوان یک تاجر در شهر Bandhumati متولد شد. این شهر در حال آماده سازی یک صدقه بزرگ برای Vipassi بودا و Sangha خود.
آنها متوجه شدند که آنها کوتاه در کشک و عسل بود, یک دسر که اغلب پس از وعده غذایی ظهر خدمت کرده بود. کلمه در سراسر شهر فرستاده شد برای به دست آوردن ظرافتهای مورد نیاز. مردان پادشاه قادر به دستیابی به اقلام لازم نیستند قیمت کشک و عسل را از یک سکه طلا به 100 سکه طلا افزایش دادند. در عین حال، Sivali (یک تاجر که پنیر و عسل را فروخت) نزدیک شد و 100 سکه طلا را برای کالاهای خود ارائه داد. او از قیمت غیرمنتظره ای بالا که ارائه می شود شگفت زده شد و برای مصرف آنها تهیه می شد، مورد سوال قرار گرفت. سیوالی با گفتن این که برای ویپاسی بودا و سنگا بود، از او اجازه خواست تا اجالاتش را اهدا کند. او آرزوی خود را به قبل از همه در میان راهبان در به دست آوردن الزامات تجدید.
ویپاسی بودا، دید که آرمان سیوالی برآورده خواهد شد، با گفتن این که، «امید است آرزوی شما برآورده شود!» سپس سیوالی جانباز ویپسی بودا شد و دارما را در آن دوران تمرین کرد.
سیوالی به دنبال این آرمان قوی و اعمال شایسته و تلاشهای انجام شده در تولدهای پیشین، آرزوی خود را برآورده کرد تا در زمان گوتاما بودا در درجه اول در بین به دست آوردن نیازمندیها باشد. حتی اکنون برخی از بودایی ها Sivali مقدس (یعنی روشنفکر) را ستایش می کنند و اغلب عکس یا این گفتمان را در خانه خود به عنوان نمادی از فراوانی غذا و رفاه نگه می دارند.
داماپادا 414 در مورد ون. در حالی که ساکن در جنگل کنداکلیا در نزدیکی شهر کنداکلیا بود، بودا آیه 414 را با اشاره به ماها ترا Sivali.Princess سوپاواسا از کنداکولیا هفت سال باردار بود.
پس از آن، او به مدت هفت روز در زایمان بود. او همچنان به تامل در کیفیتهای نادر بودا، دارما و سنگا ادامه داد. و در نهایت او شوهرش را به بودا فرستاد تا از طرف او سجده کند و او را از وضعیت او مطلع سازد. هنگامی که از وضعیت شاهزاده خانم مطلع شد، بودا گفت، «ممکن است سوپاواسا از خطر و از غم و اندوه رهایی یابد؛ شاید او یک پسر نجیب سالم را در ایمنی به دنیا آورد.»
همانطور که بودا این کلمات را می گفت، سوپاواسا پسری را در خانه اش به دنیا آورد. در همان روز، بلافاصله پس از تولد فرزندش، ملکه بودا و سنگا را برای صدقه به خانه شان دعوت کرد. نوزاد تازه متولد شده آب فیلتر شده را به بودا و bhikkhus ارائه می دهد. برای جشن تولد کودک، پدر و مادر بودا و خم به خانه خود دعوت به ارائه غذا به مدت هفت روز.
هنگامی که کودک بزرگ شد او را به Sangha پذیرفته شد و آمد به عنوان راهب Sivali شناخته می شود. به محض اینکه سرش تراشیده شد، به روشنگری دست یافت. او بعدها معروف به عنوان عقب نشینی که بیشترین ارائه دریافت شد. به عنوان یک گیرنده، او بی نظیر بود.
در یک مناسبت، خم از بودا خواسته دلیل حبس سیوالی در رحم مادرش به مدت هفت سال اگر چه او تا به حال شرایط برای تبدیل شدن به یک arhat. بودا جواب داد: «ای خم شده، در گذشته، سولی پسر پادشاهی بود که سلطنت خود را به پادشاه دیگری از دست داد. در تلاش برای به دست آوردن مجدد پادشاهی، او شهرستان به توصیه از مادرش محاصره کرده بود. در نتیجه، مردم شهر به مدت هفت روز بدون غذا یا آب بودند.
این کار بی مهارت علت حبس سیوالی در رحم مادرش بود. اما اکنون، سیوالی به پایان همه رنج رسیده است؛ او نیروانا را درک کرده بود.
بودا سپس این آیه را بیان کرد: «او من یک برهمن که با عبور از این باتلاق خطرناک (شور)، این جاده دشوار (defilements)، این اقیانوس زندگی و مرگ (سامسارا) و تاریکی جهل (moha)، و عبور از سیل چهار برابر، به ساحل دیگر (نیروانا) رسیده است، که تمرین می کند آرامش و ذهنیت، که از اشتیاق و شک آزاد است، که به هیچ چیز چسبیده و در صلح کامل باقی می ماند.
Sivali توسط مردم تایلندی به عنوان بزرگترین راهب بخت و اقبال پرستش.
Sivali یک شاگرد مهم از لرد بودا بود. او توسط خداوند به عنوان معجزه آسا ترین راهب برای ثروت ستایش شد.
افسانه بودایی می گوید: خداوند و گروه بزرگی از شاگردان زیارت به جنگل برای مراقبه practices.There هیچ مردم اما خدایان و موجودات نهان در طول راه آنها by.The جنگل عمیق رفت وجود داشته است واقعا باعث مشکلات، هیچ مردم ارائه مواد غذایی به خداوند بودا و همه راهبان شاگرد خود.
چگونه و از کجا می تواند آنها را از غذا دریافت کنید؟ چيزي براي خوردن داشتن؟
نزدیک ترین شاگرد خداوند، Anondha، به شدت در مورد آن نگران بود. اما خداوند او را تسکین داد تا نگران نباشید زیرا Sivali، که همچنین گروه زیارت ملحق شده بود، می تواند کمک به آوردن غذا برای همه با قدرت معجزه آسا بزرگ خود را. این درست است، همه خدایان و موجودات نادیدنی در جنگل جمع شده بودند تا احترام به سیوالی و مقدار زیادی از غذا را برای همه به ارمغان آورد.






























