
بودا در گوشه غفلت از هند
December 1, 2019
کمپین خواستار گردشگران به تحریم سوغاتی بودا
December 2, 2019دین باستانی شرقی به غربیها کمک می کند تا مشکلات روحی و روانی بسیار مدرن داشته باشند.
اولگا خزان اطلس
١٧ اسفند ١٣٨٩
معلم مراقبه زن طاس به ما گفت که هیچ کاری نکنیم. ما قرار بود در سکوت در صندلی های پلاستیکی مان بنشینیم، چشمانمان را ببندیم، و روی نفسمان تمرکز کنیم. من هرگز مدیتیشن نکرده بودم، اما به کلیسا رفته بودم، بنابراین به طور غریزی سرم را خم کردم. سپس متوجه شدم، با توجه به اینکه این 15 دقیقه طول می کشد، احتمالا باید یک موقعیت راحت تر گردن پیدا کنم.
این اولین جلسه از دو جلسه مراقبه در کلاس کادامپا بودیسم بود که این هفته در نزدیکی خانهام، در ویرجینیا شمالی حضور داشتم، و به نیروانا نرسیدم. چون ما در یک شهر بزرگ بودیم، آژیر های گاه به گاه در سکوت منفجر می شد، و چون اینجا زیرزمین کلیسا بود، مردم در راهروها می خندیدند و صحبت می کردند. يه نفر اومد اينجا تا بپرسه اين جلسه الکلي هاي گمنام بوده يا نه هرچه بیشتر روی نفسمان تمرکز کنیم، معلم به ما اطمینان داد، بیشتر این حواس پرتی ها محو می شوند.
پس از 15 دقیقه مدیتیشن کردیم، معلم تمرکز را به موضوع کلاس تغییر داد: رها کردن خشم. این دلیل اصلی این بود که من به این کلاس مدیتیشن آمده بودم، به جای اینکه به تنهایی در خانه با یک برنامه مراقبه کنم. می خواستم درباره بودیسم بیشتر بیاموزم و اینکه چگونه تعالیم آن می تواند سلامت روانی من را بهبود بخشد — و از هزاران آمریکایی دیگر که در سال های اخیر به نوعی از دین هجوم آورده اند. این تازه واردان لزوما به دنبال روشنگری معنوی یا یک جامعه اعتقادی نیستند، بلکه امید به افزایش سریع شفا شناختی دارند.
افرادی که من با آنها صحبت کردم پیر و جوان بودند، اما تعداد کمی از زمان تولد بودایی بودند. شاید بعضی از گزینهها به آخر برسند: اختلالات سلامت روانی در جوامع غربی بالا هستند، و پاسخ به نظر نمیرسد حضور در کلیسا باشد، که این پایین است. همیشه درمان وجود دارد، اما بسیار گران است. کلاس مراقبه من 12 دلار بود.
هنگامی که او کتابی در مورد آموزه های بودایی باز کرد، معلم به کلاس گفت که نگه داشتن کینه مضر است. خشم احساس می کند مانند چنگ زدن یک چوب سوزان و شکایت است که ما را می سوزاند. و با این حال، صدمه دیده توسط یک نفر نیز صدمه دیده است. معلم گفت، سوال این بود: «با ذهنم چه کار کنم اگر احساس کنم که توسط یک نفر آسیب دیده ام؟»
به نظر میرسد آمریکاییها در همه جا از خودشان تنوع میپرسند: ما با ذهنمان چه میکنیم؟
اون پدر 40 تا چيزي تو لس آنجلس داشت فلاطون مي کرد او بسیاری از اهداف شغلی خود را به دست آورده بود، به سمت مدیر ارشد در یک شرکت بزرگ افزایش یافته است. اما ماهیت رقابتی کار تلفات خود را بر روی ازدواج او گذاشته بود، و او در حال طلاق بود. او به ندرت بچه های بزرگ خود را دید. پدر چند روز قبل از اینکه به کلاس مدیتیشن برم از طریق ایمیل به من گفت: «به طور خلاصه، من از طریق یک بحران میانسالی می روم.» (او خواست ناشناس بماند، زیرا طلاق و دیگر مبارزات عمومی نیست.)
پارسال، این پدر برای چند ماه به روان درمانی سنتی رفت، اما او به اندازه ای که امیدوار بود سود از آن را نمی دید. او احساس می کرد که بیشتر به او آموزش داده می شود که احساسات و رفتارهای مخرب را توجیه کند. درمانگر او، با این حال، توصیه دو کتاب است که مفید بودند: چگونه می شود یک بزرگسال در روابط, توسط دیوید ریکو, و قلب حکیم, توسط جک کورنفیلد. هر دو نویسنده در تم ها و ایده های بودایی کار می کنند و در اوایل سال جاری او را به تمرین مدیتیشن معرفی کردند.
پدر به تازگی گرسنه در یک کلاس مراقبه بودایی در هالیوود حضور داشت، جایی که او راه هایی را برای تعمیق تمرین مراقبه خود و تغییر رویکرد خود به روابط آموخت. در حال حاضر او احساس باز تر و مایل به آسیب پذیر تر در اطراف خانواده و دوستان خود است. او می گوید: «به عنوان یک کاتولیک، من با برخی از مفاهیم مذهبی مبارزه می کنم، اما این باعث نمی شود که من از اتخاذ تکنیک ها و فلسفه های بودایی جلوگیری کنم.» علاوه بر این، او به من گفت، به نظر می رسد که جهان بودیسم را در مقابل او قرار داده است.
اگر چه تعداد دقیق در مورد محبوبیت آن دشوار است، به نظر می رسد که بودیسم در جهان غربی نوع یک پدیدار شده است. چرا بودیسم درست است روزنامه نگار رابرت رایت بهترین فروشنده در سال 2017 تبدیل شد. مراکز مراقبه بودایی اخیرا در مکان هایی مانند ناکسویل، تنسی و لیکوود، اوهایو ظاهر شدند. در حال حاضر ده ها تن از پادکست های بودایی وجود دارد، در میان بسیاری از برنامه ها و لیست های پخش بیشتر به طور خاص به شخصی، مراقبه غیر بودایی بشود. چهار نفر از هر ۱۰ بزرگسال آمریکایی اکنون می گویند که حداقل هفته ای مراقبه می کنند.
هیو بایرن، مدیر مرکز زندگی ذهنی در واشنگتن دی سی می گوید که جامعه مراقبه محلی «در چند سال گذشته شکوفا شده است.» همانطور که از ملاقات تا ملاقات در واشنگتن به تازگی استرس داشتم، متوجه چند «فضاهای مراقبه» شدم که موسسات مصرف کننده بیشتری بودند. تحقیقات علمی در مورد مدیتیشن ذهن آگاهی نیز منفجر شده است، و چیزی را که در غرب زمانی یک عمل باطنی برای هیپی بود بیشتر شبیه به یک هک زندگی برای همه.
بودیسم در اشکال مختلف در میان افراد مشهور خاص و نخبگان فن آوری محبوب بوده است، اما قرعه کشی اولیه دین برای بسیاری از آمریکایی ها در حال حاضر به نظر می رسد سلامت روان. دین باستانی، برخی پیدا می کنند، به آنها کمک می کند تا سلنجرها و فلش ها و زیرتوییت های زندگی مدرن را مدیریت کنند. بسیاری از مردم با درام ثابت مدیریت فعلی تاکید می کنند و ساعات کار روز را غرق کرده اند. چیزی تازه جذاب در مورد یک عمل وجود دارد که به شما دستور می دهد فقط بنشینید، آگاه باشید و متوجه شوید که هیچ چیز برای همیشه باقی نمی ماند. شاید راحتی به سادگی با دانستن اینکه مشکلاتی که انسان ها را از مدتها قبل از جیمیل دور می کنند، بوجود می آید.
به نظر می رسد چند تم و ایده برای متحد کردن تجارب متفاوت از افرادی که من مصاحبه کردم. اولین «حقیقت نجیب» بودا این است که «زندگی رنج می برد»، و بسیاری از پزشکان تازه تولید شده غربی بودیسم این را تفسیر کرده اند به این معنی است که پذیرش درد عاطفی ممکن است برای تلاش برای کاهش آن ترجیح داده شود. دانیل سانچز، یک بچه ۲۴ ساله در نیوجرسی می گوید: «بودیسم اذعان می کند که درد و رنج اجتناب ناپذیر است.» «من نباید روی اجتناب از درد و رنج تمرکز کنم، اما یاد بگیرم که چگونه با رنج مقابله کنم.»
علاوه بر مراقبه هر روز صبح و شب، سانچز می خواند الماس سوترا و قلب سوترا، متون از اوایل قرون وسطی، و گوش دادن به مذاکرات ذن. Sutras کاملا خروج از محتوای طبیعی روان درمانی است، که در آن ممکن است فکر کند که واقعا یک نفر را خوشحال می کند. تفکر بودایی نشان می دهد که شما باید به طور اجباری تمایل به راحتی و جلوگیری از ناراحتی، که برخی به عنوان اجازه به هاپ کردن تردمیل لذتبخش را ببینید.
یک مربی زندگی کلرادو به نام جالینوس برنارد به من گفت که راحت با عدم قطعیت، توسط راهبه بودایی پما چودرون، رفاه او را بیش از هر چیز دیگری تحت تاثیر قرار داده است، به جز شاید اولین تجربه اش در پروزاک. او می گوید کتاب و آموزه های آن به او کمک کرده اند از برچسب زدن تجربیات خاص به عنوان منفی به طور پیش فرض. به عنوان مثال، انتقال به دوستی با یک دوست دختر سابق پس از فروپاشی در ابتدا برای او دردناک بود، اما نوشته های Chodron و دیگران به او کمک کرد تا ببیند که «ممکن است درد بیش از حد به نظر برسد،» او گفت، «اما در واقع این فقط یک تجربه است که من دارم... در واقع می تواند یک پورتال برای شادی در اون طرف.»
برای دهه ها، مردم تلاش کرده اند خود را بهبود بخشد از طریق کلاس ها و سمینارها، که بسیاری از آنها عناصر ادیان شرقی را تشکیل می دهند. جنبش بالقوه انسانی از 1960s تحت تاثیر قرار کار روانشناس بنیادی آبراهام مزلو و شاید کمتر مثبت جنبش Rajneesh، مستند در Netflix بکشد وحشی کشور. در دهه 1970، سازمان آموزش سمینارها Erhard یا EST دوره هایی را در مورد چگونگی «مسئولیت زندگی خود» و «دریافت آن» ارائه داد.
تفاوت — و شاید اطمینان — درباره بودیسم این است که این یک دین موجود است که توسط نیم میلیارد نفر انجام می شود. از آنجا که تعداد کمی از آمریکایی های قفقاز بودایی بزرگ شدند، عموما هیچ بار خانوادگی را با آن مرتبط نمی کنند مثل بعضی از آنها با مسیحیت یا یهودیت دوران کودکشان. در حالی که آزادسازی، این نیز بدان معنی است که عمل بودیسم سکولار اغلب به طور چشمگیری از خود دین متفاوت است. تمامی تمرینکنندگان سکولار که برای این قطعه با آنها صحبت کردم، خواندن کتابهای مختلف، گوش دادن به پادکست های مختلف و پیروی از معلمان و سنتهای مختلف هستند. تفاسیر آنها از آموزه های بودایی لزوما با یکدیگر یا با متون سنتی سازگار نیست.
من برخی از بینش های آنها را توسط یک متخصص در بودیسم، دیوید مک ماهان در فرانکلین و کالج مارشال، اداره کردم، که گفت برخی از این تفسیرهای غربی کمی از فرهنگ ها و زمینه های اصلی بودیسم شکل گرفته اند. بودیسم مجموعه ای از ارزشها و اخلاقیات را با خود حمل می کند که آمریکایی های سفید پوست همیشه با آن زندگی نمی کنند. بعضی از غربی ها فقط روی عناصر مشخصی از فلسفه بودایی تمرکز می کنند و می گویند دیدگاه بودیسم درباره تناسخ یا پرستش بودا را تایید نمی کنند. آنها را «بودایی بوفه.»
از سال 1958: معنای بودیسم
مک ماهان گفت که از بافت بودایی شان بیرون آمده، شیوه هایی مانند مدیتیشن «مثل یک اسفنج خشک شده می شوند.» راهبان سنتی «برای کسب و کار تعمق نمی کنند.»
این به اصطلاح بودیسم سکولار، می گوید Autry Johnson، متصدی بار و کارگر گردشگری کلرادو که به طور منظم مراقبه می کند، «برای افرادی که در درجه اول به عنوان بودایی شناخته نمی شوند، یا قبلا با مذهب یا فلسفه دیگری شناسایی می کنند، اما می خواهند جنبه های عمل بودایی را به مکمل جهان بینی فعلی خود را.» (در واقع، بسیاری از مراکز مراقبه تاکید می کنند که برای شرکت در جلسات لازم نیست بودایی باشید.)
بودیسم بوفه ممکن است سنتی نباشد، اما انعطاف پذیری آن به طرفداران آن اجازه می دهد تا به راحتی فلسفه را برای تکان دادن ضد افسردگی به کار گیرند. بعضی از مردم بودیسم و مدیتیشن را به عنوان جایگزینی برای روان درمانی یا داروهای روانپزشکی تمرین می کنند، با توجه به هزینه های مراقبت های سلامت روانی و کمبود: شصت درصد از شهرستان ها در ایالات متحده یک روانپزشک ندارند. برنارد گفت: «من بیمه درمانی بسیار خوبی دارم، اما اگر حمایت بخوام، یک ماه و نیم است که شخص جدید را ببینم. داشتن منبعی که می توانم باز کنم بسیار ارزشمند است.»
برخی از مردم به هر دو بودیسم و روان درمانی به نوبه خود. بایرن، مرکز مدیرعامل زنده ذهن می گوید: «بین این دلیل که مردم به درمان می آیند و دلیل اینکه به مدیتیشن می آیند، همپوشانی وجود دارد.» بعضی از درمانگران حتی شروع به ترکیب مفاهیم بودایی در شیوه های خود می کنند. تارا براچ, روانشناس و بنیانگذار بینش مدیتیشن جامعه واشنگتن, دی سی, ارائه می دهد مدیتیشن و گفتگو با عناوین مانند «از انسان انجام به انسان» در وب سایت خود. در تگزاس، مولی لیتون روانشناس، مشتریان را تشویق می کند که به طور ذهنی «با افکار خود نشسته»، به جای اینکه «به چرخه تفکر خود پرش کنند.
مری لیز آستین, که شیوه روان درمانی در مرکز زندگی آگاهانه, به طور مشابه کمک می کند تا مشتریان را ببینید که «این دلبستگی به نتیجه است که واقعا باعث درد و رنج است.» یکی دیگر از آموزش های مورد علاقه او، «همه چیز قابل اجرا است» Chodron «همه چیز قابل اجرا است.» این بدان معنی است که، اساسا، یک چیز خوب ممکن است حتی از بدترین لحظات بیرون بیاید. «من در حال حاضر تجربه با پدر زنم. داره از سرطان ميميره این یک وضعیت گه است, "آستین می گوید. «اما چیزی که من می بینم این است که میوه های این تشخیص سرطان همه در کنار تخت او هستند، هر کس عشق شگفت انگیزی به او نشان می دهد، و این اجازه می دهد که مردم در زندگی شما به نحوی ظاهر شوند که شما چیزهای زیادی را می بینید.»
گاهی اوقات، این معلمان مدیتیشن هستند که بیشتر شبیه روان درمانگران هستند، راهنمایی های عملی برای برخورد با مشکلات وجودی ارائه می دهند. بایرن، که همچنین مراقبه را می آموزد، کتابی درباره قدرت ذهن آگاهی برای تغییر عادت نوشت. او از مراقبه ذهن آگاهی استفاده می کند تا به مردم کمک کند تا ناپایداری را درک کنند، یکی دیگر از آموزش های بودایی. ایده این است که احساسات و تجربیات خود را — از جمله اضطراب یا درد — به طور مداوم در حال تغییر، «مانند یک سیستم آب و هوایی که از آن عبور می کند،» او می گوید. همه چیز، در نهایت، به پایان می رسد.
سیسیلیا سعد این را به یک عنصر به خصوص جذاب از بودیسم در بر داشت. یکی از دوستان نزدیک او سه سال پیش مبتلا به سرطان شد، و سعد تحت تأثیر آرامش او در طول تشخیص و درمانش قرار گرفت. «ما زیادی در مورد چشم انداز او صحبت کرده ام, و او همیشه می رود به بودیسم او, "او می گوید. حالا، وقتي سعد در مورد چيزي استرس داره، مفهوم ناپايداري بهش کمک ميکنه تصور کنه که اون از حادثه اي که ازش ميترسيده جون سالم به در برده.
در کلاس مراقبه من، معلم کتاب خود را در صدای حتی و کاملا بی نظیر خود خواند. کتاب به ما گفت که در نظر بگیریم که دو دلیل وجود دارد که یک نفر ممکن است به ما آسیب برساند: طبیعت آنها مضر است، یا یک شرایط موقت باعث شد که آنها به شیوه ای مضر عمل کنند. در هر صورت، معلم گفت، منطقی نیست که از دست شخص عصبانی باشی. طبيعت آب خيسه، پس بخاطر خيس شدنت از بارون عصباني نميشي. و تو به ابرها فحش نمیدی که موقتا یه سیستم آب و هوایی داشته باشی که باعث بارش باران میشه
هنگامی که ما را مجبور به آسیب رساندن به مردم؟» او پرسید، لفاظی، قبل از پاسخ دادن به: «هنگامی که ما در درد است. این آسان است، اگر شما ترس را ببینید، که کمی شفقت داشته باشید.»
او از ما خواست که چشمانمان را ببندیم و دوباره مدیتیشن کنیم، این بار در حالی که در مورد رها کردن خشم نسبت به کسانی که به ما آسیب رسانده بود فکر کردیم. من بی دست و پا تغییر و تعجب که چگونه آن مرد زبر نشسته در مقابل من پوشیدن زندگی آسانسور تی شرت احساس. من با تمرکز بر روی خشم مشکل داشتم، و چشمان من ناخواسته باز می شد. 30 درجه خارج بود، اما بیشتر صندلی ها گرفته شده بودند. تمامش نشاط بخش بود. با این حال، قابل توجه بود که خیلی از ما مایل بودیم که در تاریکی یخ زده قدم بگذریم فقط برای اینکه یک حکمت اساسی درباره اینکه چطور کمتر غمگین باشیم.
در مدرسه یکشنبه، هنگامی که چشمانتان را در هنگام دعا باز می کردید، بچه های دیگر به شما می گویند، و در نتیجه خود را به عنوان باز کردن چشمان خود را نیز درگیر می کردند. گاهی مردم اینطور هستند، من فکر کردم: آنها خودشان را می سوزانند تا شانس آسیب رساندن به کس دیگری را داشته باشند. من در زمان یک نفس عمیق و سعی کردم به دلسوزی برای آنها به هر حال.





















